تاجزاده از قفس نپرید



تاجزاده در قفس ماند تا بگوید آزادی بیرون این قفس نیز وجود ندارد. مصطفی تاجزاده از خود دفاع نکرد تا شریک جرم تمسخر قضای اسلامی نباشد. در محکمه ای که تنها چیزی که معنا ندارد عدالت است. دادگاهی که برای اتهام زدن علنی ولی برای دفاع متهم از خود غیر علنی برگزار می شود.

در میان همه خواسته های مطرح شده از سوی رهبران جنبش سبز، این خواسته یعنی جای «استقلال قوه قضاییه و سیاسی برخورد نکردن آن در مقوله عدالت» خالی بود که امروز تاجزاده سبز اندیش آنرا مطرح کرد.

این رفتار تاجزاده دو پیام مهم به همراه داشت. اول آنکه با این رفتار او نشان داد که همچنان بر اصلاحات همچون گذشته تاکید دارد و همانگونه که پیش از این جریانات نیز به بهانه های مختلف گفت و نوشت «تا وقتی که آیت الله احمد جنتی در دادگاه به شکایت تاجزاده پاسخ ندهد در هیچ دادگاهی از خود دفاع نخواهد کرد». این نشان می دهد که اوضاع سیاسی جدید و بحرانهای اخیر باعث نشده که مصطفی تاجزاده از اصلاحات اندکی عدول یا عبور نماید. زندان و فشار سیاسی او را تند و آوانگارد نکرده و از طرفی برای رهایی از بند اصول خود را زیر پا نمی گذارد.

دومین پیام این حرکت که مستقیما متوجه حاکیمت است این است که باید از میان راهکارهای موجود گزینه ای را که قبلا بکار نبسته بکار گیرد و یکی از کیسه ذخایر سرکوب خود را برای کنترل بحران جدید خرج نماید. اگر نگاهی به روش های حکومت برای کنترل بحران زندانیان سیاسی بیاندازیم به روشنی متوجه هزینه جدیدی که باید پرداخت کنند می شویم.

در موارد قبلی، عده ای از فعالان بعد از محاکمه در دادگاه بدوی به حبس های سنگین متهم شدند. از این دسته تعدادی در حالیکه شمشیرها داموکلس رجعت مجدد به زندان بالای سرشان است با وثیقه های چند صد میلیون تومانی آزاد شدند. این عده معمولا پس از خروج از زندان به حاشیه می روند و حکومت با اهداء آزادی به ایشان هزینه زندانی بودنشان را دیگر پرداخت نمی کند و به خواسته خود که همان سکوت ایشان (هرچند موقت) است نیز می رسد. در این میان یکی بهزاد نبوی می شود و این دور را بهم می زند پس حکومت دوباره کلی هزینه می کند تا او را به زندان بازگرداند تا چاره ای نو بیاندیشد. چاره نو همان روشی جدید است که باید هزینه کند. از یاد نبریم که بودن این همه فعال سیاسی در زندان خود نشانگر بحرانی بودن شرایط حکومت است و این خود هزینه ای ثابت دارد که حکومت روز به روز می پردازد. با آزاد کردن یک زندانی و سکوت او هزینه روزانه برای حکومت کم می شود. در مورد بهزاد نبوی هزینه ای که حاکمیت از بیرون بودن ایشان پرداخت می کرد بیشتر از زندانی بودنش است ولی باز هم نه در بلند مدت.

اکنون تاجزاده سوال جدیدی را روبروی حاکمیت گذاشته که نیاز به یک راهکار جدید و هزینه ای تازه دارد. مصطفی تاجزاده را پس از دفاع نکردن از خود در دادگاه نمی توان با هیچیک از روش های قبلی و با همان هزینه ها محاکمه کرد (حتی حکم سنگین و آزاد نکردن تا دادگاه تجدید نظر نیز که برای افرادی چون احمد زید آبادی نیز به کار بسته اند دیگر بسنده نمی کند). زندانی هزینه بیشتری پرداخت می کند و منطقا حکومت نیز هزینه بسیار گزافتری پرداخت خواهد کرد و این حاکمیت را یک قدم به رویارویی با بحران سرکوب نزدیکتر می کند. آنروز که کفگیر سرکوب ها و روش های کنترلی (چه در زندان و چه بیرون آن) به ته دیگش بخورد چه؟

برای تاجزاده و تمامی عزیزانی که در راه آزادی و عدالت هزینه پرداخت می کنند از درگاه خداوند استقامت مستدعی هستیم و بدانند مردم ایران این از خودگذشتگی ایشان را فراموش نخواهد کرد.

۱۶ آذر سبز


متن زیر را برای روزنامه دانشگاه نوشته بودم ولی متاسفانه بدلیل کم لطفی دوستان ترجمه نشد و از موضوعیت خارج شد. امیدوارم که سال دیگه توفیق داشته باشیم که در روز دانشجو سهم کوچک خود را ادا کنیم و فقط جزء آندسته ای که حرف ارزانتر از مفت می زنند نباشیم.

------------------------

شانزدهم آذر ماه به مناسبت شهادت سه دانشجوی دانشکده فنی در سال ۱۳۳۲ به عنوان روز دانشجو نامگذاری شده است. در مرداد ماه ۱۳۳۲ سی آی ای با همکاری عده ای از فرماندهان ارتش ایران کودتایی را برای سرنگونی دولت مردمی و محبوب محمد مصدق ترتیب داد. این کودتا که ثمره آن ۲۵ سال دیکتاتوری شاه سابق ایران بود، خشم بسیاری را در دل ایرانیان بویژه قشر روشنفکر و دانشگاهی نسبت به سیاست های دولت آمریکا شکل داد. در آبان ماه همان سال اعلام شد که نیکسون، معاون رییس جمهور وقت آمریکا، آیزن هاور، به ایران می آید و این فرصت بسیار خوبی بود تا دانشجویان، این آزادی خواهان همیشگی تاریخ ایران، اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانند. در ۱۴ آذر ماه فرمانده نظامی کودتا، ارتشبد زاهدی، سرگیری روابط دیپلماتیک با انگلستان را اعلام کرد و این بر خشم و کینه دانشجویان افزود. لذا از همان روز اعتراضات دانشجویی در نقاط مختلف دانشگاه شروع شد و پشتبند آن نیروهای امنیتی وارد فضای دانشگاه شدند تا این اعتراضات را خاموش کنند. در روز ۱۶ آذر که اعتراضات به اوج خود رسیده بود، نیروهای سرکوب گر دستور آتش دادند. سه قطره خون بر دامن آذر تاریخ ایران چکید و نامش روز دانشجو شد. دو روز بعد نیکسون در همان دانشگاه دکترای افتخاری دریافت کرد.

امسال روز دانشجو شباهت زیادی به روز شروع واقعه در ۵۶ سال پیش دارد. هر دوی آنها اولین شانزدهم آذر ماهی هستند که مردم ایران پس از یک کودتای نظامی تجربه می کنند. آذر امسال نیز در حالی از راه می رسد که در خرداد ماه ۱۳۸۸س‍پاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهادهای ذیربط آن برای تثبیت دولتی مظنون به تقلب انتخاباتی، کودتایی نظامی را ترتیب دادند که اینبار به دلیل سیاست خارجی نگاه به شرق حکومت ایران با حمایت پشت پرده روسیه انجام شد.

دیگر شباهتی که در آذر ماههای ۱۳۳۲ و ۱۳۸۸ می بینیم ادبیات سردمداران کودتاها می باشد. کودتای اول که توسط یک حکومت لاییک و با شعار "جاوید شاه" صورت گرفته است پس از خونریزی از رادیو اعلام می کند که "عده‌اي از دانشجويان در کلاسهاي درس نشسته بودند و به پليس چهره خشني نشان مي‌دادند و پليس را مسخره مي‌کردند و اين باعث شده که پليس به واکنش بيفتد. پليس قصد زدن دانشجويان را نداشت ولي دانشجويان به پليس حمله کردند و مي‌خواستند اسلحه‌شان را بگيرند. پليس در قالب دفاع اين کار را کرده و قصدش زدن دانشجويان نبوده است". پس از کودتای دوم که به دلیل مخالفت قانونی مردم به نتایج انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ رخ داد، پلیس با رفتارهای بسیار خشن معترضین را سرکوب کرد تا آنجا که آمارهای رسمی کشته شدن بیش از ۷۰ نفر را گزارش کرده اند. در جریان این سرکوبها نیز پلیس مردم معترض را اقتشاشگر و دست نشانده قدرت های بزرگ خواند و با همین اوصاف خشونت خود را در سرکوب این اعتراضات قانونی توجیح نمود. این در حالیست که طبق قانون اساسی ایران، اصل ۲۷، برگزاری راهپیمایی بدون حمل اسلحه حق قانونی مردم می باشد.

در جریان کودتای اخیر بار دیگر دانشجویان چون گذشته سکوت پیشه نکردند و اعتراضات خود را به نتایج مضحک انتخابات اعلام کردند. چند روز پس از انتخابات (۲۵ خرداد ماه) نیروهای سرکوبگر که ماهیت دولتی خود را پنهان می کنند برای سرکوب کردن اعتراضات دانشجویی به خوابگاه دانشجویان معروف به "کوی دانشگاه" حمله کرده. در جریان این سرکوب عده زیادی از دانشجویان مجروح و زخمی شدند و خسارت های مالی زیادی به خوابگاه تحمیل شد. هنوز آمار رسمی از کشته شدگان این حمله منتشر نشده است ولی آمار غیر رسمی که توسط فعالین دانشجویی منتشر شده حاکی از کشته شدن ۵ دانشجو در جریان این حملات می باشد. اما این اولین بار در تاریخ حکومت جمهوری اسلامی نبود که نیروهای سرکوبگر به حریم خصوصی دانشجویان حمله کرده و فجایعی از این دست به بار آوردند. در سال ۱۳۷۸ که فضای دانشگاه به علت توقیف روزنامه سلام بسیار ملتهب بود، نیروهای سرکوبگر برای خاموش کردن موج اعتراضات دانشجویی به همین خوابگاه حمله کرده و بسیاری را زخمی و مجروح ساختند و یک نفر نیز کشته شد. پس از سالها جر و بحث سیاسی و فرار مسئولین انتظامی از محاکمه، ایشان در دادگاه حاضر شدند و دستگاه قضایی ایران که به غیر مستقل بودن شهره است ایشان را تبرئه کرد و تنها سربازی دون ‍پایه به دلیل ربودن یک ریش تراش از اموال دانشجویان مجرم شناخته شد!!!

دانشجویان ایرانی در طول دهه اخیر هزینه های گزافی را برای ‍پیمودن راه دموکراسی پرداخت نموده اند. جمهوری اسلامی برای منفعل کردن فعالیت های ارگانهای منتقد حکومت از جمله فعالین دانشجویی استراتژی بالا بردن هزینه انتقاد را در پیش گرفته است. برای نمونه در بازداشت های فعالین سیاسی پس از انتخابات اخیر دو تن از اعضای شناخته شده تشکل های دانشجویی به ترتیب به ۶ و ۸ سال حبس محکوم شده اند که در یکی از موارد، احمد زید آبادی، به محرومیت مادام العمر از حقوق اجتماعی نیز محکوم شده است. این چنین محکومیت هایی که توسط دادگاههایی غیر عادل به نام قضاء اسلامی صادر می شود، اعتراض بسیاری از مراجع اسلام را به دنبال داشته است. در یکی از موارد آیت الله العظمی منتظری این دادگاه ها را خلاف شرع مبین اسلام دانسته است. در موردی دیگر آیت الله العظمی سیستانی که در نجف اشرف ساکن می باشند در پیامی از طریق نماینده خود در ایران اعلام نموده اند که مجریان این دادگاههای نا عادلانه با اسلامی خواندن خود ضربه بزرگی به دین اسلام وارد می نمایند.

حال با همه این سختیها جنبش دانشجویی هنوز زنده است و نفس می کشد ولی با سختی. در همین اواخر سخنگوی یکی از تشکل های وزین دانشجویی، تحکیم وحدت، اعلام کرد که با فراگیر شدن گفتمان دموکراسی خواهی در سطح جامعه، بار این جنبش از این پس بر دوش همه مردم است نه فقط دانشجویان. این بارقه امیدیست در چشمان تشکل های دانشجویی در این وانفسای روزگار که دهانت را می بویند تا مبادا گفته باشی "رای من کجاست؟". حمایت هر چه بیشتر از دانشجویان ایرانی می تواند دلهای یاران دبستانیمان را گرم امید گرداند و تحمل مصائب را بر آنان آسان سازد. امروز انجمن دانشجویی حمایت از جنبش سبز مردم ایران، دوش به دوش دانشجویان ایرانی می ایستد و با آنان یکصدا خواسته های بر حق دانشجویان ایرانی را فریاد می زند. ما سالروز شهادت سه آذر اهورایی را پاس می داریم و این روز مبارک را که نشانه آزادی خواهی دانشجویان ایرانی است به همه دانشجویان به ویژه اسرای سرافراز دربندمان تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

شجره نامه و مختصری درباره مدیسه (روستای آبا و اجدادی)


از آنجا که مرحوم آ سید ابوالحسن اصفهانی عموی آقاجونم می باشند، توانستم شجره نامه خود را با کمک گرفتن از شجره نامه آقا کامل کنم. همچنین مختصری درباره مدیسه که روستای آبا و اجدادیمان می باشد نیز در پی می آید.

الف- شجره نامه:

۱- مسعود بن

۲- محمد مهدی بن

۳- محمود بن

۴ـ تقی بن

۵ـ محمّدبن

۶ـ عبدالحميدبن

۷- محمّدالبهبهاني‌بن

۸- علي‌بخش‌بن

۹- محمّدبن

۱۰- خليل‌بن

۱۱- محمّدطاهربن

۱۲- أسدالله بن

۱۳ـ نصرالله بن

۱۴ـ ولي‌ّبن

۱۵ـ نصرالله بن

۱۶ـ محمّدبن

۱۷ـ جلال‌الدّين‌بن

۱۸ـ محمّدبن

۱۹ـ صدرالدّين‌بن

۲۰ـ محمّدالطّياربن

۲۱ـ محمّدبن

۲۲ـ طاهربن

۲۳ـ مهدي‌بن

۲۴ـ عزّالدّين‌بن

۲۵ ـ تاج‌الدّين‌بن

۲۶ـ قطب‌الدّين‌بن

۲۷ـ ابراهيم‌بن

۲۸ـ موسي‌بن

۲۹ـ محمودبن

۳۰ـ ركن‌الدّين‌بن

۳۱ـ أبوطاهرالبذلاءبن

۳۲ـ أبوالحسن‌بن

۳۳ـ علاءالدّين‌بن

۳۴ـ مرتضي‌بن

۳۵ـ موسي‌بن

۳۶ـ ابراهيم‌بن

۳۷ـ امام موسي‌بن جعفر(عليه االسّلام‌).

ب- شرح مختصری درباره روستای مدیسه:

روستاي مديسه از روستاهاي بخش مركزي شهرستان لنجان واقع در جنوب غرب استان اصفهان در 60 كيلومتري مركز استان در جوار رودخانه زاينده رود قرار گرفته است جمعيت روستا در حال حاضر بالغ بر 2700 نفر مي باشد .

اكثر اهالي روستا در واحدهاي صنعتي كه در قسمت سه راهي گاز و شهرك صنعتي مديسه واقع در قسمت جنوبي روستا در كنار سازمان صنايع دفاع اصفهان مشغول به فعاليت مي باشند و تعداد اندكي از اهالي نيز در بخش كشاورزي مشغول به فعاليت هستند كه از عمده ترين محصولات كشاورزي روستاي مديسه مي توان به برنج ، گندم و جو اشاره كرد .

روستاي مديسه زادگاه مرجع عاليقدر جهان اسلام و تشيع حضرت آيت الله العظمي مرحوم سيد ابوالحسن مديسه اي (ره)مي باشد و به واسطه نام آن مرجع عاليقدر در سطح استان و كشور شناخته شده و مطرح مي باشد .

از بناهاي تاريخي اين روستا مي توان به منزل مسكوني و زادگاه آيت الله مديسه اي (ره) ، پل تاريخي كه به دستور آيت الله مديسه اي (ره) و به دست اهالي روستاي مديسه ساخته شده است . همچنين از ديگر بناهاي ساخته شده به دستور مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن مديسه اي مي توان به مسجد قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف اشاره كرد. كه در قسمت شمالي روستا و جنب رودخانه زاينده رود مي باشد . از ديگر بناهاي تاريخي روستا برج كبوتر واقع در قسمت شمالي و محله قديم روستا مي باشد كه داراي قدمت ديرينه چند صد ساله مي باشد .

روستاي مديسه داراي مردمي متدين و مذهبي مي باشد.

مناجات امام علی (ع)



اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَاِلاّمَنْ اَتَى اللَّهَ

خدايا از تو امان خواهم در آن روزى که سود ندهد کسى را نه مال و نه فرزندان مگر آن کس که

بِقَلْبٍ سَليمٍ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ يَوْمَ يَعَضُّ الظّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا

دلى پاک به نزد خدا آورد و از تو امان خواهم در آن روزى که بگزد شخص ستمکار هر دو دست خود را و گويد اى

لَيْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ يَوْمَ يُعْرَفُ

کاش گرفته بودم با پيامبر راهى و از تو امان خواهم در روزى که شناخته شوند

الْمُجْرِمُونَ بِسيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالاَْقْدامِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ

جنايتکاران به سيما و رخساره شان و بگيرندشان به پيشانيها و قدمها و از تو امان خواهم

يَوْمَ لا يَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً اِنَّ

در آن روزى که کيفر نبيند پدرى بجاى فرزندش و نه فرزندى کيفر شود بجاى پدرش براستى

وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظّالِمينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ

وعده خدا حق است و از تو امان خواهم در آن روزى که سود ندهد ستمکاران را عذرخواهيشان و بر ايشان است

اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوَّءُ الدّارِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ يَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ

لعنت و ايشان را است بدى آن سراى و از تو امان خواهم در روزى که مالک نيست کسى براى کسى ديگر

شَيْئاً وَالاَْمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخيهِ وَاُمِّهِ

چيزى را و کار در آن روز بدست خدا است و از تو خواهم امان در آن روزى که بگريزد انسان از برادر و مادر

وَاَبيهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنيهِ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَاءْنٌ يُغْنيهِ

و پدر و همسر و فرزندانش براى هرکس از ايشان در آن روز کارى است که (فقط) بدان پردازد

وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ يَوْمَ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدى مِنْ عَذابِ يَوْمَئِذٍ بِبَنيهِ

و از تو خواهم امان در آن روزى که شخص جنايتکار دوست دارد که فدا دهد از عذاب آن روز پسرانش

وَصاحِبَتِهِ وَاَخيهِ وَفَصيلَتِهِ الَّتى تُؤْويهِ وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَميعاً ثُمَّ

و همسرش و برادرش و خويشاوندانش که او را در پناه گيرند و هر که در زمين هست يکسره که بلکه

يُنْجيهِ کَلاّ اِنَّها لَظى نَزّاعَةً لِلشَّوى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى

او را نجات دهد، هرگز که جهنم آتشى است سوزان که پوست از سر بکند مولاى من ... تويى سرور

وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ

و منم بنده و آيا رحم کند بر بنده جز سرور او مولاى من اى مولاى من تويى

الْمالِکُ وَاَ نَا الْمَمْلُوکُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَمْلُوکَ اِلا الْمالِکُ مَوْلاىَ يا

مالک و منم مملوک و آيا رحم کند بر مملوک جز مالک مولاى من اى

مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَزيزُ وَاَ نَا الذَّليلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الذَّليلَ اِلا الْعَزيزُ

مولايم تويى عزتمند و منم خوار و ذليل و آيا رحم کند بر شخص خوار جز عزيز

مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْخالِقُ وَاَ نَا الْمَخْلُوقُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ

مولاى من اى مولاى من تويى آفريدگار و منم آفريده و آيا رحم کند بر آفريده

اِلا الْخالِقُ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَظيمُ وَاَ نَا الْحَقيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ

جز آفريدگار مولاى من اى مولاى من تويى بزرگ و منم ناچيز و آيا رحم کند بر

الْحَقيرَ اِلا الْعَظيمُ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْقَوِىُّ وَاَ نَا الضَّعيفُ وَهَلْ

ناچيز جز بزرگ مولاى من اى مولاى من تويى نيرومند و منم ناتوان و آيا

يَرْحَمُ الضَّعيفَ اِلا الْقَوِىُّ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَ نَا الْفَقيرُ

رحم کند بر ناتوان جز نيرومند مولاى من اى مولاى من تويى بى نياز و منم نيازمند

وَهَلْ يَرْحَمُ الْفَقيرَ اِلا الْغَنِىُّ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعْطى وَاَنَا

و آيا رحم کند بر نيازمند جز بى نياز مولاى من اى مولاى من تويى عطابخش و منم

السّاَّئِلُ وَهَلْ يَرْحَمُ السّاَّئِلَ اِلا الْمُعْطى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ

سائل و آيا رحم کند بر سائل جز عطاکننده مولاى من اى مولاى من تويى

الْحَىُّ وَاَ نَا الْمَيِّتُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَيِّتَ اِلا الْحَىُّ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ

زنده و منم مرده و آيا رحم کند مرده را جز زنده مولاى من اى مولاى من

اَنْتَ الْباقى وَاَ نَا الْفانى وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفانىَ اِلا الْباقى مَوْلاىَ يا

تويى باقى و منم فانى و آيا رحم کند بر فانى جز خداى باقى مولاى من اى

مَوْلاىَ اَنْتَ الدّاَّئِمُ وَاَ نَا الزّاَّئِلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الزّآئِلَ اِلا الدَّّائِمُ مَوْلا ىَ

مولاى من تويى هميشگى و منم زوال پذير و آيا رحم کند بر زوال پذير جز خداى هميشگى مولاى من

يا مَوْلاىَ اَنْتَ الرّازِقُ وَاَ نَا الْمَرْزُوقُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ اِلا

اى مولاى من تويى روزى ده و منم روزى خور و آيا رحم کند روزى خور را جز

الرّازِقُ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَالْجَوادُ وَاَ نَاالْبَخيلُ وَهَلْ يَرْحَمُ

روزى ده مولاى من اى مولاى من تويى سخاوتمند و منم بخيل و آيا رحم کند

الْبَخيلَ اِلا الْجَوادُ مَوْلاىَ يامَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعافى وَاَ نَا الْمُبْتَلى وَهَلْ

بر بخيل جز سخاوتمند مولاى من اى مولاى من تويى عافيت بخش و منم گرفتار و آيا

يَرْحَمُ الْمُبْتَلى اِلا الْمُعافى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْکَبيرُ وَاَ نَا

رحم کند بر شخص گرفتار جز عافيت بخش مولاى من اى مولاى من تويى بزرگ و منم

الصَّغيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الصَّغيرَ اِلا الْکَبيرُ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ

کوچک و آيا رحم کند بر کوچک جز بزرگ مولاى من اى مولاى من تويى

الْهادى وَاَ نَا الضّاَّلُّ وَهَلْ يَرْحَمُ الضّاَّلَّ اِلا الْهادى مَوْلاىَ يامَوْلاىَ

راهنما و منم گمراه و آيا رحم کند بر گمراه جز راهنما مولاى من اى مولاى من

اَنْتَ الرَّحْمنُ وَاَ نَا الْمَرْحُومُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْحُومَ اِلا الرَّحْمنُ

تويى بخشاينده و منم بخشش پذير و آيا رحم کند بخشش پذير را جز بخشاينده

مَوْلاىَ يامَوْلاىَ اَنْتَ السُّلْطانُ وَاَ نَا الْمُمْتَحَنُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ

مولاى من اى مولاى من تويى سلطان و منم گرفتار آزمايش و آيا رحم کند به بنده گرفتار آزمايش

اِلا السُّلْطانُ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الدَّليلُ وَاَ نَا الْمُتَحَيِّرُ وَهَلْ يَرْحَمُ

جز سلطان مولاى من اى مولاى من تويى دليل و راهنما و منم متحير و سرگردان و آيا رحم کند

الْمُتَحَيِّرَ اِلا الدَّليلُ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَفُورُ وَاَ نَا الْمُذْنِبُ وَهَلْ

سرگردان را جز راهنما مولاى من اى مولاى من تويى آمرزنده و منم گنهکار و آيا

يَرْحَمُ الْمُذْنِبَ اِلا الْغَفُورُ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغالِبُ وَاَ نَا

رحم کند گنهکار را جز آمرزنده مولاى من اى مولاى من تويى غالب و منم

الْمَغْلُوبُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ اِلا الْغالِبُ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ

مغلوب و آيا رحم کند بر مغلوب جز غالب مولاى من اى مولاى من تويى

الرَّبُّ وَاَ نَا الْمَرْبُوبُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ اِلا الرَّبُّ مَوْلاىَ يا

پروردگار و منم پروريده و آيا رحم کند پروريده را جز پروردگار مولاى من

مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُتَکَبِّرُ وَاَ نَا الْخاشِعُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْخاشِعَ اِلا الْمُتَکَبِّرُ

اى مولاى من تويى خداى با کبريا و بزرگمنش و منم بنده فروتن و آيا رحم کند بر فروتن جز خداى بزرگمنش

مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اِرْحَمْنى بِرَحْمَتِکَ وَارْضَ عَنّى بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ

مولاى من اى مولاى من به من رحم کن به رحمت خود و خوشنود شو از من به جود و کرم

وَفَضْلِکَ يا ذَاالْجُودِ وَالاِْحْسانِ وَالطَّوْلِ وَالاِْمْتِنانِ بِرَحْمَتِکَ يا

و فضل خود اى صاحب جود و احسان و نعمت و امتنان به رحمتت اى

اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

مهربانترين مهربانان

رهبری برای تمام فصول

با همه مشغله ای که دارم، اینرو حیفم اومد ننویسم. در مصاحبه مطبوعاتی ضرغامی، ایشان اشاره کرده است که طبق توصیه های رهبری محصولات انیمیشنی داخلی را افزایش داده اند: «به توصیه مقام معظم رهبری تلاش داریم تا تمام انیمیشن‌های پخش شده ایرانی باشد هر چند این حوزه نیاز به اعتبارات فراوان دارد».

رهبری در مورد انیمیشن هم طرح و برنامه دارند!!!